خوشوشی شاژی "تف به قبر پدرتون!!!" آقایی که در کوچه تاریک در حال زمین خوردن بود چنین ناله ای از خود سر داد. بعد به اطراف خود نگاه کرد و وقتی چشمش به من افتاد توجیحا اضافه کرد: "تازه یک هفته نیست اینجا رو کندن" البته این ها که چیزهای تازه ای نیست. نابسامانی در انجام کارها و شکایات این چنینی متاسفانه عادت شده. برای حل این وضعیت آن را باید از چند جهت بررسی کرد. 
1. روش غلط: ما عادت کرده ایم کارها را به طور دیمی انجام دهیم. استفاده از قلم و کاغذ و محاسبه قبل از شروع کار امری بیهوده، حتی در بعضی موارد اتلاف وقت تلقی می شود. این پدیده ای است خلاف شان ملتی که در قرن بیست و یکم زندگی می کند. استفاده از "روش علمی" برای انجام کار رایج نشده. چیست این روش علمی؟ همان چیزی که باعث بالا رفتن ضریب موفقیت و کار آیی میشود. چند مرحله پیوسته و گسسته را می توان به روش علمی نسبت داد: تحلیل و بررسی ، مدل سازی و نظریه پردازی ، محاسبات و نقشه کشی ، آزمایش وتست خطا ، مشاوره و مباحثه و غیره. پیچیدگی و یا سادگی کار تعیین کننده اصلی مراحل مختلف آنالیز و بررسی است. این چیزی است که باید در مدارس ابتدایی آموخت تا اینکه انشاالله چند نسل بعدی با این چاله چوله هایی که ما هر روز با آن مواجه هستیم برخورد نکنند. 2. مشارکت مردمی: در جوامعی که آزادی های فردی تضمین شده اند و دموکراسی واژه ای خوشایند میباشد مردم در امور مربوط به جامعه شرکت میکنند و در کلیه مراحل تصمیم گیری و اجرا نظر دهی می کنند. به این ترتیب جامعه بی تفاوت و تنبل امروزی تبدیل میشود به یک سیستم پویا و متحرک که به صورتی خودکار خیلی از مشکلات اجتماعی را حل میکنند. برای مثال حتی یک کودک به بزرگترش میگوید "تو کوچه آشغال نریز" ، "تو پیاده رو ماشین پارک نکن" و بدون ترس و واهمه از تنبیه ، تحقیر و مواخذه هر فرد بتواند خطا را شناسایی و جهت برطرف کردن آن تلاش کند. آیا دین واقعا مخدر جامعه است؟ جامعه ای که در آن نعشگی و خواب تنها راه موجود برای فرار جوانان از مشکلات است البته تخدیر شده است. بنابر این هر چه شرایط برای بیان افکار و احساسات عموم مردم محیا شود راندمان فردی و اجتماعی بیشتر میسر می شود. اسمش را مردم سالاری و یا جمهوریت بگذاریم فرق نمی کند. هر فردی از هر اقلیتی صاحب حقوق یکسان با دیگران است و وظیفه سیستم حفظ و حراست از آن است. آیا می دانید که ایران عضو پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و همچنین عضو پیمان بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که آزادی بیان و شرکت در انجمن ها و تشکیل و عضویت در اتحادیه ها را تضمین می کند. پس جای امید هست. 3. خدا ترسی: پدر شخصی که گور ابوی اش این چنین غرق آب دهان قرار شود وضعیت چندان خوشایندی نمی تواند داشته باشد. روح و جسمش در آرامش نیست و دچار عذابی مداوم است. بدیهی است بیشتر از خلق باید از خدا ترسید. اولا جامعه ای که در آن خدا ترسی نباشد خیلی زود رو به بی بند و باری و فساد می رود. حالا اگر شعار ایمان بدهیم و در دستگاههای مملکت خلاف آن عمل شود نشانه چیست؟ "الخسارت من الایران؟" چرا باید ارزشهای والا مثل دین ، وطن ، اخلاق چنین مورد سوء استفاده قرار بگیرد و کلمات خاصیت و محتوای خود را از دست بدهند. حالا مردی بیا برای "مفاشد اقتشادی" و "خشوشی شاژی" مترادف فارسی پیدا کن. چند روز پیش، وقتی از همان کوچه رد می شدم دیدم که الحمدالله چاله ها پر شده و آسفالت به زیبایی وصله خورده. پس توهمی بر من نازل شد مبنی بر اینکه هر چی می نویسم اجرا می شود. آرزو کردن عیب نیست ! لیست امیدهای ما به شرح زیر می باشد: - تغییر کاربرد کلمه "نخبگان" به جای "نخالگان" - اعتدال ارزش پول به نسبت گندم و بنزین. - ترویج نظافت به حد ایمان. - بازنگری در طرح خدمات شهری برای معلولین. حالا فعلا همین قدر!!! اگر همین اینها درست شد خیلی چیزها درست می شوند. ما هم ادامه می دهیم انشاالله. بعضی ها آنقدر کور هستند که با دیدن چند صد نفر که در میادین برایشان هورا می کشند تاریخچه "حزب بادی" ها یادشان می رود. حالا انتخاب با خود تو است: یا هورا یا اهورا. باسپاس و بهترین آرزوها، ممحد |