فال حافظ
Sheikh Shamseddin Hafez Shirazi: Famous Iranian Poet

 

Do you believe in Hafez Fortunetelling? Falehafez has been widely used among Iranians as a way of fortune telling for centuries.

فهرست غزلیات حافظ (در دست تکمیل) :

1.الا یا ایهالساقی ادرکاساوناولها
2.صلاح کار کجا و من خراب کجا
3.اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
4.صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
5.دل میرود زدستم صاحبدلان خدارا

6.به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
7.صوفی بیا که آینه صافی است جام ما
8.ساقیا برخیز و درده جام ما

9.رونق عهد شباب است دگر بستان را
10.دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
11.ساقی به نور باده برافروز جام ما
12.ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
13.میدمد صبح و کلّه بست سحاب
14.گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
15.ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
16.خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
17.سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
18.ساقیا آمدن عید مبارک بادت
19.ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
20.روز یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
21. دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
22.چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
23.خیال روی تو در هر طریق همره ماست.
24.مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست.
25.شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
26.زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست.
27.در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست.
28.به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
29.ما را زخیال تو چه پروای شراب است.
30.زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
31.آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است.
32.خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست.
33.خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است.
34.رواق منظر چشم من آشیانه تواست.
35.برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است.
36.تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است
37.بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
38.بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است.
39.باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است.
40.المنت لله که در میکده باز است.
41.اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است.
42.حال دل با تو گفتنم هوس است.
43.صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است.
44.کنون که بر کف گل جام باده صاف است.
45.در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
46.گل در بر و می در کف و معشوق به کام است.
47.به کوی میکده هر سالکی که ره دانست.
48.صوفی از پرتو می راز نهانی دانست.
49.روضه خلد برین خلوت درویشان است.
50.به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
51.لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است.
52.روزگاری است که سودای بتان دین من است.
53.منم که گوشه میخانه خانقاه من است.
54.ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است.
55.خم زلف تو دام کفر و دین است
56.دل سراپرئه محبت اوست.
57.آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست.
58.سر ارادت ما در آستان حضرت دوست.
59.دارم امید عاطفتی از جناب دوست
60.آن پیک نامور که رسید از دیار دوست.
61.صبا گر گذری افتدت به کشور دوست.
62.مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
63.روی تو کس ندید و هزارت رقیب است
64.اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی است
65.خوشتر زعیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
66. بنال بلبل اگر با منت سر یاری است.
67. يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست          جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست
68.ماهم این هفت برون رفت و به چشمم سالی است          حال هجران تو چه داني که چه مشکل حاليست
69.کس نیست که افتاده آن زلف دو تا نیست     در رهگذر کیست که دامی زبلا نیست
70.مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست.          دل سرگشته ما غير تو را ذاکر نيست
71.زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست          در حق ما هر چه گويد جاي هيچ اکراه نيست   
72.راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست          آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست.
73.روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست          منت خاک درت بر بصری نیست که نیست.
74. حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست          باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست.
75.خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست          تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست.
76. جز آستان توام در جهان پناهی نیست          سر مرا به حز این در حواله گاهی نیست
77. بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت          واندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت
78.ديدي که يار جز سر جور و ستم نداشت          بشکست عهد وز غم ما هيچ غم نداشت
79.کنون که مي‌دمد از بوستان نسيم بهشت          من و شراب فرح بخش و يار حورسرشت
80.عيب رندان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت           که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
81.صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت           ناز کم کن که در اين باغ بسي چون تو شکفت
82.آن ترک پري چهره که دوش از بر ما رفت           آيا چه خطا ديد که از راه خطا رفت
84.گر ز دست زلف مشکينت خطايي رفت رفت          ور ز هندوي شما بر ما جفايي رفت رفت
93.چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
96.درد ما را نیست درمان الغیاث
105.صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
111.عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
121.هر آن کاو خاطری مجموع و یاری نازنین دارد
122.هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد.
125.شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
126.جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
140. دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
142.دوستان دختر رز توبه زمستوری کرد
143.سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
145.چه مستی است ندانم که رو به ما آورد
151.دمی با غم به سربردن جهان یکسر نمیارزد
152.در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
155.اگرروم زپیش فتنه ها برانگیزد
158.من و انکار شراب این چه حکایت باشد.
160.خوش است خلوت اگر یار یار من باشد.
161.کی شعر تر انگیزد خاط که حزین باشد.
165.مرا مهر سیه چشمان زسربیرون نخواهد شد.
173.در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد.
175.صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
178.هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
182.حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند.
183.دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.
184.دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند.
186.گر می فروش حاجت رندان روا کند.
188.مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند.
192.سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند.
193.در نظربازی ما بی خبران حیرانند.
196.آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند.
198.گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند.
199.واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند.
202.بود آیا که در میکده ها بگشایند.
205.تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود.
207.یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود.
218.در ازل هر کاو به فیض دولت ارزانی بود.
223.هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود.
225.ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود.
230.اگر به باده مشکین دلم کشد شاید.
242. بیا که رایت منصور و پادشاه رسید.
243.بوی خوش تو هرکس زباد صبا شنید.
249.ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار.
250.روی بنما و وجود خودم از یاد ببر.
254.دیگر زشاخ سرو سهی بلبل صبور.
255.یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور.
259.منم که دیده به دیدار دوست کردم باز.
266.دلم رمیده لولی وشی است شورانگیز.
268.گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس.
270.درد عشقی کشیده ام که مپرس.
274.به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش.
277.فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش.
281.یارب این نوگل خندان که سپردی به منش.
285.در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش.
290.دلم رمیده شد و غافلم من درویش.
293.بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع.
296.طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف.
298.مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق.
299.اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک.
301.ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک.
307.هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمائل.
316.زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم.
317.فاش می گویم و از گفته خود دلشادم.
319.سالها پیروی مذهب رندان کردم.
321.هر چند پیر و خسته و ناتوان شدم.
336.مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.
337.چرا نه در پی عزم دیار خود باشم.
338.من دوستدار روی خوش و موی دلکشم.
340.من که از آتش دل چون خم می در جوشم.
341.گر من از سرزنش مدعیان اندیشم.
342.حجاب چهره جان می شود غبار تنم.
354.به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم.
357.در خرابات مغان نور خدا می بینم.
358.غم زمانه که هیچش گران نمی بینم.
364.ما بی غمان مست دل از دست داده ایم.
365.عمری است تا به راه غمت رو نهاده ایم.
371.ما درس سحر در ره میخانه نهادیم.
374.بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم.
380.بارها گفته ام  و بار دگر می گویم.
386.خدا را کم نشین با خرقه پوشان.
387.شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان.
389.چو گل هردم به بویت جامه بر تن.
393.منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن.
396.صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن.
397.ز در در آو شبستان ما منور کن.
399.کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن.
419.وصال او زعمر جاودان به.
422.دوش رفتم به در میکده خواب آلوده.
427.ای که با سلسله زلف دراز آمده ای.
435.با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی.
444.شهری است پر ظریفان وز هر طرف نگاری.
452.طفیل هستی عشقند آدمی و پری.
456.نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی.
468.که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی.
481.بشنو این نکته که خود را زغم آزاده کنی.
492.سلامی چو بوی خوش آشنایی.
495.می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی.

گالری کوچک حافظ

-Home
-Products & Services

-B2B-Iran
-Contact Us
-About Us
-Search
-Articles
-Statistics
-Site Map
-
 
-Chat